از : ادارۀ آموزش و پرورش ناحیه 3 کرمانشاه
به : کلیه مدارس متوسطه
موضوع: تهیه و ارسال مطالبی پیرامون ماه مبارک ربیع الاول
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم
با احترام ، ضمن تبریک حلول ماه مبارک ربیع الاول به پیوست سه برگ مطالبی پیرامون این ماه با موضوع طلیعه سبز که توسط گروه پرورشی این ناحیه تهیه گردیده است جهت مطالعه همکاران محترم و دانش آموزان ارسال می گردد.
طلیعه سبز
در زیباترین جمعه تاریخ، آن هنگام که تبسم خورشید در ذره ذره سرزمین حجاز جاری بود، ناگهان نوری به آسمان برخاست و شمیم دلانگیز سرود عشق را در مکه گستراند.
ایوان کسری شکافت، آتشکده فارس از خودنمایی باز ایستاد، دریاچه ساوه موجهایش را به دست فراموشی سپرد، خدایان سنگ و چوب عرب رنگ باختند و آمد؛ همانکه جهانی آمدنش را به فرخندگی مژده داده بودند... . محمد صلیالله علیه وآلهو سلم ، زلالترین و شوقانگیزترین سروده هستی به دنیا آمد.
.پیامبر اکرم هنگام طلوع فجر روز جمعه 17 ربیعالاول عامالفیل برابر با سال 570 میلادی در مکه به دنیا آمد. پیش از تولد آن حضرت، پدرش، عبدالله در 25 سالگی در مدینه از دنیا رفته بود و مادرش آمنه دختر وَهَب تا یک هفته او را شیر داد. سپس «ثویبه» به مدت چهار ماه، شیر دادن او را به عهده گرفت. پس از آن حلیمه از طایفه بنیسعد، عهدهدار شیر دادنش شد. حلیمه، محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ را در پنج سالگی به آمنه تحویل داد. هنگامی که محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ شش ساله شد، آمنه بدرود حیات گفت و جدش عبدالمطلب سرپرستی او را به عهده گرفت. هنگامی که هشت ساله شد، عبدالمطلب نیز درگذشت و عمویش ابوطالب سرپرست او شد. درسیره حلبیه و تواریخ دیگر از آمنه روایت کردهاند که گوید: چون فرزندم به دنیا آمد، نور خیرهکنندهای آشکار شد که شرق و غرب را روشن کرد و من در آن روشنایی قصرهای شام و بصره را دیدم.
حلیمه پس از ازدواج رسول خدا ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ با خدیجه، به مکه و حضور پیامبر آمد و درباره قحطی و خشکسالی شکایت کرد. پیامبر با خدیجه صحبت کرد و خدیجه چهل گوسفند و شتری راهوار که برای سواری زنها در کوچیدن تربیت شده بود، به او بخشید. فرزندان رسول خدا ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ به جز «ابراهیم» که از «ماریه قبطیه» کنیز مصری بود و او را «مقوقس» حاکم مصر اهدا کرده بود، همه از خدیجه بودند.
در چند حدیث معتبر از امام صادق ـ علیهالسلام ـ نقل شده که حقتعالی به حضرت عیسی ـ علیهالسلام ـ دو اسم اعظم داده بود که با آنها مرده را زنده میکرد و آن معجزهها از او صادر میشد و به موسی ـ علیهالسلام ـ چهار اسم اعظم داده بود و به ابراهیم هشت اسم داده بود و به نوح پانزده اسم و به آدم بیستوپنج اسم داده بود. ... بهدرستی که اسمای عظام الهى، 73 اسم است که یک نام مخصوص ذات مقدس اوست که به هیچکس تعلیم نکرده و 72 نام را به حضرت رسول اکرم ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ تعلیم کرده است پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ 4440 معجزه داشته است که برترین آنها قرآن است..
پیامبر و ایرانیان
در آیه 133 از سوره نسا میخوانیم: «ای مردم! اگر خدا بخواهد، شما را از میان میبرد و افراد دیگری را (به جای شما) میآورد.» در روایت آمده است که هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر دست خود را بر پشت «سلمان» زد و فرمود: «آن افراد، از قوم این شخص (سلمان) هستند؛ یعنی مردم غیرعرب از فارس».
پیامبر گرامی اسلام ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ در حدیثی میفرماید: «اگر اسلام در لابهلای زمین گم شود، ایرانیان آن را مییابند و اگر اسلام در آسمان قرار گیرد، جز مردم ایران کسی به آن دست نمییابد».
نیز نقل شده که رسول خدا ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ فرمود: «نام ایرانیان را به زشتی یاد نکنید؛ زیرا آنها از یاران ما هستند و از ما حمایت میکنند.» گفتهاند که پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ گاهی به فارسی نیز سخن میگفت. از جمله: وقتی سلمان بر پیامبر وارد شد، پیامبر فرمود: «درسته و ساوته» یعنى: اهلاً و مرحباً ،صحیح این دو کلمه به زبان فارسی امروز: «درستید و شادید» که همان «سالم و خوش باشی» است.
پیامبرومبارزه باجهل
بلند میشد؛ تمام قد. آن زمانی که عرب از دختردار شدن روسیاه میشد و آنها را زنده به گور میکرد، او جلوی پای دخترش بلند میشد، تمام قد.
هرگاه مژده دختردار شدنش را میدادند، چهرهاش باز میشد و میگفت: ریحان است و دسته گل. روزیاش نیز با خداست.
پیامبردر خانه و بیرون
به خانه که میآمد، وقتش را سه قسمت میکرد؛ بخشی برای خدا، قسمتی مخصوص خانواده و زمانی هم برای کارهای شخصیاش. شوخی و مزاح هم میکرد؛ اما جز حق و راست چیزی بر زبان نمیآورد. با نشاط راه میرفت، راه رفتنش شبیه راه رفتن انسان خسته و ناتوان نبود. در سفر، انتهای جمعیت راه میرفت تا اگر کسی درماند، کمکش کند. سواره هم که بود، یکی را بر ترک مینشاند. همیشه اول به کودکان سلام میکرد و میگفت میخواهم این کار بعد از من سنّت شود. هرگاه یکی از اصحاب یا همسایگان را سه روز متوالی نمیدید، جویای احوالش میشد. اگر به سفر رفته بود، با دعای خیر بدرقهاش میکرد، اگر در شهر بود، به دیدنش میرفت و اگر بیمار شده بود، از او عیادت میکرد. نگاهش را میان اصحاب عادلانه تقسیم میکرد. به همه یکسان نگاه میکرد.
پیامبر رحمت از دیدگاه اندیشمندان غیرمسلمان
انیه بسانت
«ناممکن است کسی زندگی و شخصیت پیامبر بزرگ اسلام را مطالعه کند و او را تکریم نکند. کسی که یکی از بزرگترین پیامبران خداست. من هرچه زندگی این پیامبر را بیشتر مطالعه میکنم، احساس تمجید و تکریم من نسبت به او، شکل جدیدتری میگیرد و احساس جدیدی از بزرگی این استاد بزرگ اسلام، به من دست میدهد»
مهاتما گاندى
«زندگی شخص پیامبر اسلام، نشانه و سرمشق بارزی برای رد «فلسفه خشونت و اجبار است».
آن ماری شیمل
«محمد، سرسلسله عارفان و اصل و آیین او، دربردارنده عمیقترین روشها و آموزههای عرفان برای انسانهای تشنه ارتباط با ماورای طبیعت و کسب معرفت الهی است».
لویی توماس
«به حقیقت میتوان گفت که فرزند مکه [محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ ] صفایی داشت که در دیگر پیغمبران، یافت نمیشد. در او نیرویی بود که با آن، میان دلهای متفرق، ایجاد ائتلاف میکرد و بهطوری آنها را یکپارچه میساخت که در پندار و احساس، در حکم یک دل بودند».
هربرت وایل (نویسنده بزرگ سوئیسی)
«محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ ظهور کرد و اوهام را زدود و پرستش بتها را حرام کرد. او مردم گمراه را به راه راست هدایت کرد و ننگ جاهلیت را از جامعه عرب برطرف ساخت و آنها را از حضیض جهل و نادانی رهانید و به مقام عالی انسانی رسانید».
راما کریشنا رائو (رئیس بخش فلسفه دانشکده دولتی دانشگاه زنان میسور، مندیسا)
«تنها با یک نگاه میتوان دید که محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ پیامبر، فرمانده نظامى، فرمانروا، جنگجو، تاجر، واعظ، حکیم، سیاستمدار، خطیب، مصلح، پناهگاه
ایتام، پشتیبان بردگان، حامی زنان، قانونگذار، قاضی و قدیس است».
جرج برنارد شاو (نویسنده و فیلسوف انگلیسی)
«زندگانی حیرتآور این مرد (حضرت محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ ) تأثیر عجیبی در من کرده است. بنابراین، معتقدم دین او یگانه دینی است که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب میباشد و قابلیت آن را دارد که هر نسلی را به خود جلب کند».
دیس رییه پلانسیه (تاریخنویس)
«پیامبر اسلام محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ از برجستهترین و مشهورترین شخصیتهای تاریخی است. او به یک دفعه سه کار بسیار مهم را انجام داد: ملتی را زنده کرد، حکومتی را تشکیل داد و دینی را تأسیس کرد»
ال. آ. سیدیو
«کیست که نداند او ]حضرت محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ [ تا آخر عمرش از آن وضع فقیرانه بادیهنشینان و از آن زندگانی رقتبار، بیرون نرفت. هرگز زندگانی امیران را با آن همه قدرتی که بر مال و جاه داشت، قبول نکرد. او به اندازه یک شیخ عشیره نیز برای خود مقامی قائل نبود که اصحاب و بستگان، دورش را بگیرند و محافظتش کنند»
گوته شاعر پرآوازه آلمانى، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ » درباره پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه وآلهو سلم ـ سروده که قسمتی از آن چنین
است: بنگر بدان چشمه همه چشمه ها راکه برادر اویند
همان که از کوهساران میجوشد باخویش همراه می سازد
چه باطراوت و شاد ودرآن پائین اعماق دره
و میتراود به سان چشمان ستارگان آنگاه که میدرخشند درمقدم این رود گل ها میرویند
و با ورودی پیشواگونه و راهبر وسبزه ها از نفسش حیات می یابند....
گروه پروشی ناحیه 3کرمانشاه
«میم» آن، مست از می هفت آسمان «حا»ی آن، حی است در ذات جهان «میم» دیگر، مقصد هستی است او
«دال» آخر، دلبر افلاکیان اول خلقت، خلائق را بنا مبدأ خیر است و خالق را نشان
یار مظلوم است و ظالم را عدو نسل آدم در پناهش در امان خالقش او را «محمد» خوانده است
یا که یاسین است و طه بر زبان
عطر هفدهم ربیع و دستافشانی کائنات، به امتزاج درآمدهاند. نسیم نبوی میوزد و همراه با سورههای اعجاز و اشارات سبز، دل به اهتزاز درمیآید. «ربیع» است و چلچلهها، طربناکترین سرود تماشا را میخوانند. «ربیع» است و بامدادان خنک فروردین در دلهای مشتاق شوریدگان جاری میشود.
پیغمبر مهربانیهای بینظیر میآید و از این پس در مسیر فطرت، گلبوتههای امید و رهایی کاشته میشود. یقین، برگ و بار میدهد و خدا از هر واژهای خواناتر میشود. روایت»لولاک» را آینههای دلشده، دست به دست به تکثیر میرسانند تا جهان، کوچکی خود را بیشتر از هر چیز ببیند..
فرارسیدن میلاد نور و رحمت ، پیامبرختمی مرتبت، برهمگان مبارک باد
گروه پرورشی ناحیه 3 کرمانشاه
